من دفن خواهم شد. زیر آوار این کلمات،من دفن خواهم شد. با پیشرفت این شعر، روح من از حرارت این کلمات، از دوزخ علامت های مکرر سوال، از نشانه های بهت و خیرگی ،که مدام ته هر عبارت تکرار می شوند؛ واز سنگینی واژه ی درماندگی خرد خواهد شد،د ر م ا ن د ه خواهد شد...

مثلا ما بلد باشیم با هم پیر شویم،بلد باشیم وقتی پیر شدیم دوتا دخترمان ،هرکدام عروسی کرده باشند با دوتاپسرِ تایید شده ی تو و هرکدامشان احتمالا دوتا نوه ی خوشگل برایمان آورده باشند،حالا مهم نیست نوه هایمان حتما دختر باشند،باید بلد باشیم حق انتخاب را به خودشان بدهیم...باید بلد باشیم وقتی پیر شدیم ،ناامید نشویم و حتی نرویم برای خودمان خانه ی آخرت بخریم،باید برنامه ی سفر بچینیم با هم،کلی تنها ،مثل دوران نامزدی مان،کلی بدون بچه ها،باید بلد باشیم باهم برویم کنسرت های گروه "دنگ شو" که آنها هم مثل ما پیر شده اند را ببینیم ،حتی از الان باید بلد باشیم  برویم کنسرت های عمو شجریان را ببینیم، وبلد نباشیم بهانه بیاوریم که کنسرت هایش گران است و نصف کنسرت هایش خارج کشور است و از این حرفها...چون ممکن است عمو شجریان به پیریِ ما نرسد و بخواهد برود برای فرشته ها،کنسرت اجرا کند...

ما باید بلد باشیم ،پیر که شدیم،دست نوه هایمان را بگیریم و ببریمشان شهربازی،و کمی که بزرگتر شدند ببریمشان موزه،ببریمشان بزرگانِ ایران را نشانشان دهیم و نوه های فرهیخته بار بیاوریم،بالاخره ما هم وظیفه ای داریم و از قدیم هم که گفته اند،نوه مغز بادام است و ما باید بلد باشیم مغز بادام های شیرین بار بیاوریم نه مغز بادام های تلخ...حالا،باید بلد باشیم زیاد هم فرهیخته بازی درنیاوریم و با نوه هایمان برویم کافی شاپ و رستوران ،حتی برویم کشتیِ صبا سوار شویم و نوه هایمان را بنشانیم نوکِ نوکِ کشتیِ صبا،تا هروقت از کشتیِ صبا حرف زدند،یاد ما بیفتند و هی عشق کنند که چه پدر جون،مادر جونِ اکشنی دارند...بیا یک کاری هم بلد باشیم،بیا بلد باشیم به نوه هایمان یاد بدهیم ما را بیشتر از آن یکی پدر جون ،مادر جونشان دوست داشته باشند،بالخره این ها نوه های دختری مان هستند،نوه های پسری مان حق انتخاب دارند،ولی آنها هم اگر ما را بیشتر دوست بدارند،رستگار خواهند شد...

ما باید بلد باشیم،پیر که شدیم،صبر کنیم تا پسرها و دخترهایمان هم پیر شوند و آنوقت با هم برویم سفرهای خانوادگی،درست مثل وقتهایی که دخترهایمان شوهر نکرده بودند و پسرهایمان زن نگرفته بودند...بعدش باید بلد باشیم صبر کنیم تا نوه هایمان هم پیر شوند و با هم برویم جاهای خوش آب و هوا،درست مثل زمانی که نوه هایمان بچه دار نشده بودند،خودت که خوب می دانی،بچه مسئولیت می آورد،بچه سفرها را کم می کند،ولی بچه سفرهای کم را عسل می کند...

بیا همه ی اینها را با هم بلد باشیم،تو نرو تنها،ومن هم نروم تنها، که همه ی سفرهایمان بدون هم زهر می شود،خودت که خوب می دانی،می دانی دیگر،نه؟


برچسب‌ها: :)
+ تاریخ ۱۳٩٢/٦/٢ به قلــــم *رها* مهـــرِ ماه ()

          

 

 

یکی از تفریحاتم در تابستان این است که شربت خاک شیر درست کنم  بعد جوری هم بزنم این شربت را که گردالی گردالی درست شود با دانه های خاک  شیر و بعد انقدر این کار را انجام میدهم  که چشمانم شبیه همین گردالی ها شود@.@  و بعد نوش جان میکنم .

 

+مواد لازم جهت تهیه تفریح سالم تابستونی:خاک شیر /آب/شکر/عرق نعنا/عرق کاسنی

 


برچسب‌ها: خودت بی مزه ای, بعله, :)
+ تاریخ ۱۳٩٢/٥/٢٦ به قلــــم *فاطمه* مهـــرِ ماه ()