عاشقم تو را!

آدم ها،عاشق می شوند،عاشق ها،اسیر می شوند؛اسیرها؛غرق می شوند و سیراب نمی شوند...سیراب نمی شوند!دیده ای کسی غرق باشد و سیراب شود؟دیده ای؟

من عاشق شده ام؛اسیر شده ام؛غرق شده ام؛و هرروز تشنه ترم...تشنه به حضورت...از تشنگی که بگذرد کارم،می رسم به عطش...عطش خوب است...عطش نعمت است...و عاشق را چه به سیرابی...عاشق را چه به درکِ معنایِ آسودگی...؟عاشق باید؛پر باشد از چشمانِ تو...عاشق باید،غرق باشد در نگاه تو،در صدای تو؛در محضِ صدا کردنت وقتی لب می گشایی و نامم را به زبان می آوری...عاشق،باید...

نامم را می شود گذاشت عاشق؟می شود بر چشمانِ نگرانم،وقتی دست تکان می دهی و به خدا می سپاری ام،لقبِ...

من،هرگز،هرگز و هرگز...دل از دلت نخواهم کند!دل خوش مکن به خداحافظی ات،دل خوش مکن به رفتنی که آینه را ترک انداخت و دل خوش مکن به روشنی آب،که یخ زد در لحظه ای که؛اشک از چشمانم،فرو ریخت...دل نخواهم کند...من به شوقِ دیدارت،روزها را شب می کنم و شب ها را روز،تا که نسیمِ مشرقی،بوی تنت را برایم به ودیعه آورد و مشامم را پُر کند از تو..تا که خورشیدِ مغرب، بتابد ، و چشمانم را روشن کند و چشم روشنی بستاند از نگاهم؛که طوافم قبول باشد...که خوش زیارتی بود،زیارت چشمان تو...بس که خورشید شرمنده ی چشمان توست...بس که ،چشمانت،لعنتی ترین چشم های دنیاست...بس که؛چشمانت ترجمه ی بودن است؛ترجه ی زندگی،ترجمه ی عشق...بس که...

وای!دستِ خودم نیست؛از چشمات که می گویم،دست خودم نیست...از چشمانت که می گویم؛ناخود آگاه،چشمانم پُر می شوند از اشک...از چشمانت و از نگاهت که می گویم از چه نمی گویم؟

چشمانت،و لحظه ای که،وضو می شود ساخت با چشمه ی چشمانت...و لحظه ای که دوخته می شوند به بی نهایتِ سبزِ دستانم...و دستانم خجالت می کشند ،و دستانم عاشق می شوند...بس که،چشمانت،لعنتی ترین چشمهای دنیاست...

 

/ 36 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
من ، بی تو

به این زودی شعرَ رو یادت رف؟:دی عب نداره من خودم الان اون شعر ِ یادمه.. همون ای به فدای ِ چشم تو و اینا :) یا اینکه یه جمله ی تو ذهنمه..تیکه ی آخرشو فقط یادمه:دی شاعر میگه سگ دارند چشمات لامصب ها :))

آلا

خیلی بهم لطف داشتی رها جان / [گل]

آشنا...

میگماماشاا...عجب چشایی داشته ها:دی شوخی کردم... عالی نوشتی رهاجان... خوبی؟؟؟ میگماسراغی ازمانگیری؟؟؟ یاعلی...

آشنا...

میگماماشاا...عجب چشایی داشته ها:دی شوخی کردم... عالی نوشتی رهاجان... خوبی؟؟؟ میگماسراغی ازمانگیری؟؟؟ یاعلی...

کلافهـ چی!

"چشمانش" کشنده ترین سلاح دنیا! + امان از این ترجمه ترجمه کردن ها در نوشته هایت:)

چشم به راه

سلام امروز ناخودآگاه برای این چشمای لعنتی یه شهر گفتم...

چشم به راه

منتظر بودم بیای بعد بذارمش نه تو وبم نیستش.

mina

رها به معنای واقعی کلمه عالی بود...لذت بردم...به خدا عشق میچکید ازش...عشق دور شده از من ولی رها اینجا عشق میباره ازش