آن جا که خفته ای،شنزاری داغ،که قلبِ من است...

هرروز صبحِ علی الطلوع، خودرویی ؛

سایه ام را زیر میگیرد...

و

سایه ی من،

هرروز میمیرد...

مثلِ خودِ من...که هرروز صبح، با طلوعِ چشمانت،میمیرم...

رها|

بی تابانه در انتظار توام

غریقی خاموش

در کولاکِ زمستان

فانوس های دور سوسو می زنند

بی آنکه مرا ببینند

آوازهای دور به گوش می رسند

بی آنکه مرا بشنوند.

من نه غزالی زخم خورده ام

نه ماهیِ تُــنگی گم کرده راه

نهنگی توفان زده ام

که ساحل بر من تنگ است.-

آن جا که تو خفته ییی

شنزاری داغ

که قلبِ من است...

شمسِ لنگرودی|

/ 9 نظر / 25 بازدید
مجله پلشت

سلام. وبلاگ خيلي خوبي داري. اگه دوست داشتي آخرين مطالب طنز و عکس هاي بازيگران رو ببيني يه سري به مجله پلشت بزن. سايت باحاليه

مهسا

در گروه اينترنتي آلفا عضو شويد و جايزه نقدي دريافت کنيد http://alpha20.mihanblog.com/extrapage/1

مجله پلشت

سلام. وبلاگ خيلي خيلي خوبي داري. دوست داشتي نياز به مطلب داشتي مي توني از عکس ها و مطالب مجله ما هم مطلب بزاري.موفق باشي

کیوسک

رهایِ دوست داشتنی .

من، بی تو

من زنده ام تو چطور؟ :)

سکو

[گل]

...

غصه هایت را با قاف بنویس که هرگز باورشان نکنی انگار فقط قصه است و بس …​