مرموز شوم مثلا^ـ^

بعضی وقتهایی هست توی زندگی ام که دوست دارم مرموز شوم؛دوست دارم یک چیزی باشد که مثلا دیگران هی پیش خودشان بگویند؛این چیست که قایمش کرده ؛نمی گوید به ما!این چیست؟

این بعضی وقتها؛من باید یک جوری این حس بالقوه ی مرموز پرستم را بالفعل کنم...مثلا باید بروم ؛توی وبلاگ یک پست خصوصی بگذارم؛رمزش را هم به هیچکس ندهم؛به قول یکی ؛بگذارمشان توی خماری(حرف بدی است این حرف!)...به جان خودم بعضی وقتها اصلا هیچی توی این پست های خصوصی نمی نویسم...

یا مثلا باید به یک نفر بگویم؛یه چیز بگم؟

بعدش بگم؛نه بیخیال،...

یا مثلا باید بیایم توی اتاق یواش پچ پچ کنم با خودم...که مثلا من دارم با یک نفر حرف میزنم که شما نباید بدانید که مثلا من مرموزم!

یا مثلا؛.....

نه دیگر نمی گویم؛...

این همان بالفعل شدن  حس مرموز پرست بالقوه ام است...

+:البته اگر قرار بر مرموز شدن باشد؛من همینطور سبزمرموز می شوم...

/ 7 نظر / 14 بازدید
mina amiri

رهاااا من یه کرمِ نازنینی درونم دارم که به یه نفر میگم میشه یه چیزی بت بگم.بعد طرف بگه چیه؟ بعد بگم بیخیال میترسم ناراحت شی بیخیال بعد بدتر از اون گوشیمم خاموش میکنم[نیشخند] این همون کرمیِ تو دستشویی هم بوداااا[نیشخند]

mona

رهااااا میگم که.... به دوستات بگو من کیم؟!!!! مونا مرموزه ه ه فردا میخام برم پیش یکی...

آشنا...

اقامایه دوست داریم هی توsmsواسش مینویسیم: محدثه؟؟؟ محدثه؟؟؟ محدثه؟؟؟ :((((((((((( آخرش هم20بارمیپرسدچته وماقاه قاه به اومیخندیم... یاعلی...

سعید

خیلی رفتار بدی است، باعث ناراحتی طرف مقابل میشه... ...اگر میخواهی در جریان باشی زلال باش...

sahar

یا مثلا باید به یک نفر بگویم؛یه چیز بگم؟ بعدش بگم؛نه بیخیال،...[عصبانی][عصبانی] متنفرم از این حرف خجالت بکش این چ وضیه نا امیدم کردی فاطمهههههههه مسواک که نمی زنی شوور که میکنی مرموزم که میشی[قهر][متفکر]

sahar

نه عزیزم تو که ماهیییییییی[ماچ]

وحیده

وای بعد من دوست دارم اون طرفو بکشم[نیشخند] نکن این کارو دخمل خو! از اون کرمای آسکاریسه هاااااا[چشمک]