...:(

 سلام خوب من!می دانی،امروز یادم آمد که یک بار خیلی جدی،صورتم را چرخانده بودی سمتِ صورتت،خیلی نمی توانستم زل بزنم توی صورتت،زل که می زدم،بی هوش می شدم،عشق تمامم را پر می کرد،چشمانت به قول بعضی ها سگ داشت،می کشید مرا توی خودش،غرقم می کرد...ولی تو صورتم را چرخانده بودی سمت چشمانت،خواسته بودی عمیق گوش دهم،زیادی گوشَت کنم،گفته بودی،باید بزرگ شوم،من خندیده بودم وگفته بودم که از بزرگ شدن خوشم نمی آید،دنیای آدم بزرگ ها را دوست ندارم،گفته بودی باید یاد بگیری عکس العمل های تابلو از خودت نشان ندهی،گفته بودی مثلا وقتی آن طرف خیابان رُز می بینی دست آن پسرک سبزه رو،لازم نیست بالا و پایین بپری که رُز بخر،از آن پسرک رُز بخر!گفته بودی،که من خانوم تر از این بالا وپریدن ها هستم!ولی من باز خندیده بودم و صورتم را برگردانده بودم، ولی بغضی شده بودم،بغضی شده بودم و می دانم چرا و نخواهَمَت گفت که به قول خودت هیولای وجدان نیاید سراغت!گفته بودی باید یاد بگیری هر آمدنی را رفتنیست، و من باز صورتم را برگردانده بودم  و گفته بودم که:داری مزخرف می گویی،داری حالم را بد می کنی،صدایم را برده بودم بالا که نشنوَمَت،هی نفس عمیق می کشیدم که  بغض لعنتی نترکد و اشک هایم را نبینی،ولی تو تکرار می کردی،هر آمدنی رفتنی دارد رها!باید بزرگ شوی،باید بلد باشی بعضی چیزها را بیشتر بفهمی،باید بفهمی هیچ چیز مانا نیست،من باز سرم را برگردانده بودم وگفته بودم که داری زرررر میزنی،زر!

گذاشتی ام تنها وسط آن پیاده روی بزرگ و رفتی،گفته بودی اگر بلد شوی تنها برگردی خانه یعنی حرف هایم را فهمیده ای،لعنت به تو که توانستم تنها برگردم خانه و حرفهایت را فهمیده بودم و تو خوب سرم را شیره مالیده بودی و رفتنت را خوب توجیه کرده بودی،می دانی،لعنت به تو!

/ 37 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ریحانه

خودت گفتیا ولی منظورم عجیب برای دیگرتن بود

پردیس

سلام بی تربیت چرا نمیای به من سر بزنی اصن بات قهرم[قهر]

چشم به راه

ما مسافریم... هر کدوم تو یه ایستگاه پیاده میشیم

پردیس

خیلی ی ی بدی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ییی ی ی ی ی ی

سرتونین

باید یک اعترافی بکنم آن هم اینکه خیلی خوب بلدید با روح و روان آدم بازی کنید جناب "رها"! این رو هم مثه اون متنتون تو پاراگراف سه چار باری خوندم! عالی با تشکر! [نیشخند]

چشم به راه

سلام جای شما خالی ، پیمانه هایی پی در پی نوش کردیم به یاد همه ی دوستان ، چون مست افتادیم به زبانی که شرح آن نتوان...

چشم به راه

همه اهل بیت نور واحد هستن ... تفاوتی نداره کجا رفتیم ، مهم معرفته که من ندارم.