ببخشید سوء تفاهم پیش اومده مثه اینکه:)))

انگار سرنوشت این است؛من بمانم دخترم را بزرگ کنم؛بزرگ شود،حرفها؛کنایه ها،ناراحتی ها هم مرا بزرگ کند...

سرنوشت این است که دخترم را نسپارم به دستان پدر خوانده...دخترم را بزرگ میکنم؛پرورشش میدهم؛ به تنهایی غمش را و کَمَش را به دوش میکشم....

دخترم!من میمانم مادر جان؛میمانم کنارت..باهم میخندیم به تلخی های دنیا و به تلخ های دوپا...

+:من قرار بود از این وبلاگ کوچ کنم به وبلاگ دیگری...ولی میمانم؛هم اینجا و هم در خانه ی جدیدم...

....>>>>اینجا خانه ی جدیدمن است...کلیک کنید!

/ 9 نظر / 6 بازدید
فاطمه

به سلامتی خونه جدید مبارک ، راستی تولدم به قمری مبارک [نیشخند]

mina amiri

پر رو شدی دیگه.حالا گفتم بمون نگفتم هم اینجا هم اونجا خخخخخخخ[نیشخند] هم موندنت هم رفتنت مبارک پسرتم مبارک [قلب]

mina amiri

راستی بگو پسرت سریع بیاد به دختر من پیوند بزنه... [نیشخند]

sahar

[ناراحت] [گریه]

سکّو

ای جـــــــــونم چ دخمل آسمونی ای...من اونورم تو خونه تازه اومدم پیشت[قلب]

vahide

یعنی من یه سر نزنم توام نمیگی این دختر مردست یا زنده!!! به به میگفتی بیام کمک واسه خونه جدید[چشمک] شیرینی باید بدیااااااااااا!

ریحانه

یه احساس بدی دارم نسبت به اینکه یه خونه ی جدید خریدی[ابرو]