دیوانه شویم کمی...

سونیا:«ببین ناتاشا... عشق ورزیدن یعنی رنج کشیدن. اگه کسی نمیخواد رنج بکشه نباید عاشق بشه. اما بعدش از عاشق نبودن رنج میکشه. بنابراین، عشق ورزیدن یعنی رنج کشیدن؛ عشق نورزیدن یعنی رنج کشیدن؛ رنج کشیدن یعنی رنج کشیدن؛ شاد بودن یعنی عشق ورزیدن. پس شاد بودن یعنی رنج کشیدن، اما رنج کشیدن باعث میشه آدم شاد نباشه. بنابراین، برای اینکه یک نفر شاد نباشه باید عشق بورزه یا عشق بورزه که شاد نباشه یا از شادی زیاد رنج بکشه. امیدوارم بی خیال بحث بشی..»

_عشق و مرگ / وودی آلن

+:و تمام دیشب را داشتم به این فکر می کردم که این وبلاگ را چال کنم،بروم پیِ سوت زدنم؛وپول جمع کنم...از دلم نیامد...باور کنید دو ساعت تمام داشتم به همه ی پیامهایتان فکر می کردم و از دلم نیامد؛پیامهایتان چال شوند...راضی بودم نوشته هایم را چال کنم؛ولی پیامهایتان را هرگز...

/ 4 نظر / 5 بازدید
mina amiri

چه بحث جالبی...حداقل رنج عاشقی به نظرم خیلی بهتره... اینکه یکی باشه که دلت بشکنه ازش ولی اینقدر دوستش داشته باشی نتونی ناراحتی و دل شکستگی شو ببینی...به نظرم این خعلی قشنگ تره یه جوری مثه دوست داشتنای خدا میمونه...دوستمون داره،ناراحتش میکنیم،دلش نمیاد ناراحتمون کنه...[لبخند]

میترا

به من هم سر بزن یه دنیا حرف دارم

sahar

دیووووووونه[نگران]

1تــنها

شروع کردیم! مینی مال هایما را دفتر مشق میکنیم! منتظر حضورتان...